تبليغاتX
روزها
پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 21:58

بدترین چیزها این نیست که نکبت و بدبختی از سرو وضع روزگارت بباره . این وضعیت گاهی بهتر از خیلی موقعیت های دیگه است .

بدتر از اون وضعیتی است که همکارت که خیلی دوستت داره تورو برای پسرش خواستگاری کنه . پسری که می دونی  تنها پسرشه و رو سینه ش بزرگش کرده و رو پاکیش قسم می خوره و یه روز برای این که تو رو خواستگاری کنه براش از تهرانسر بیارتت خونتون  تا بتونه باهات حرف بزنه در حالی که خونه خودش شهریاره . در حالی که اشک تو چشم هاشه می گه پاک تر از تو وجود نداره ! تو اگر با پسر من ازدواج کنی من راحت می میرم !!

 

بدتر اینه که وقتی داری ناهار می خوری مادرت به خواهرت بگه سمیرا هیچ گناهی نداره . صبح آفتاب درنیومده می ره سر کار و عصر می آید . کی گناه میکنه این بچه ؟ اون وقته که غذا تو گلوت با بغض قاطی می شه و باید بخندی !!! بگی پس این 5 کیلو اضافه وزن ثوابه دیگه !؟

 

دوست دارم زودتر بمیرم برم اون دنیا بعد زودتر قیامت بشه بعد من برم قعر جهنم  اون جا صدها هزار سال تو جهنم باشم . سال هایی که هر روزش به اندازه صدها هزار سال باشه . به ازای هر ثانیه اش یه بار من رو از تو بسوزونند . اون قدر بمونم تا پاک بشم . پاک . فراموش کنم .

 

دیگه از حال بدم نمی نویسم .
نوشته شده توسط رویا | موضوع: | لینک ثابت |